ّبياييد براي نجات زريوار کاري بکنيم

زريوار درياچه ايست کوچک، زيبا و دوست داشتني آرام گرفته ميان دو کوه نه چندان مرتفع در 5 کيلومتري غرب مريوان با مساحتي بين 10 تا 12 کيلومتر مربع و عمق متوسط 5 متر که از ويژگيهاي بي نظير آن تامين آبي پاک از طريق چشمه هاي کف آن مي باشد به طوري که در زماني نه چندان دور مي توانستي در ساحل زيباي آن لب به موجهاي کوچکش بسپاري و يک دل سير آب گوارا بنوشي. و همچنين يک رودخانه دائمي نيز از آن جاريست که دشت مريوان سرسبزي و طراوت خويش را سالهاست که مديون بذل و بخشش زريوار ميداند.

اين درياچه نادر جزئي از وجود مردم مريوان و به قول دوستان شاهرگ حيات منطقه مي باشد زيرا علاوه بر ساکنان شهر که حداقل 90 درصد آنها در هفته يک بار در سبزه زاران اطراف آن مبهوت در طبيعت زيباي آن مي شوند سالانه هزاران اکوتوريسم از ساير نقاط ايران نيز براي گشت و گذار و سپري کردن ايام تعطيلات به طبيعت اطراف آن پناه مي برند.

گر چه به بنابر افسانه هاي عاميانه قبلا شهري در ميان آن دو کوه قرار داشته و درويش مظلومي در آن شهر که از ظلم و ستم حاکم ستمگر آن به ستوه آمده روزي بر قله کوه ميرود و سر به سجده معبود مينهد و با خود عهد مي کند که تا زماني آب تا زانوهايش نرسد و شهر را نپوشاند سر از سجده بر ندارد و ميگويند خداوند متعال دعايش را مستجاب نموده و شهر زير آب رفته و اين درياچه زيبا را به جاي آن خلق كرده، با اين وجود تشکيل زريوار ريشه در اعماق دوران هاي زمين شناسي دارد و به گفته ژئولوژيست ها آغاز حياتش مربوط ميلياردها سال قبل از آن است که گل آدم سرشته شد و نخستين انسان گام بر کره خاکي نهد.

در هر حال زريوار سالها قبل از اجداد ما با کوه و صخره و جنگل هاي زاگرس اُنس گرفته و در تمام آن سالهاي جنگ و آوارگي که شهر از بيم جنگنده هاي بعث متروکه گشته بود زريوار بود که با دستهاي پر مهر خويش زخم ترکشهاي مانده بر بلوطهاي دامنه کوه را نوازش مي کرد و سرود استقامت را به گوش سيروان و مردم اورامان مي رساند زريوار شايد از ديد شما درياچه کوچک و گمشده اي در دره هاي زاگرس بيش نباشد، اما هرچه که هست براي مردم اين شهر يک اقيانوس است و موجهاي کوچک آن تداوم جريان زندگيست براي مردم رنج كشيده اين ديار. اما متاسفانه تخريبي كه در طول دو دهه اخير بر پيكر زريوار وارد آمده به حدي شديد بوده كه چهره زيباي درياچه را به كلي دگرگون كرده. متاسفانه طبيعت زيباي آن رو به نابوديست و اكوسيستم درياچه بطور كامل تخريب شده است و بايد عرض كنم اينطور كه بعضي از فرصت طلبان عزم خود را براي نابودي آن جذم كرده اند تا چند سال ديگر درياچه به باتلاقي تبديل مي شود كه بوي گند آن مردم شهر را ناچار به ترك شهر مي كند.

متاصفانه بعضي از سودجويان بدون رعايت هيچكدام از قوانين زيست محيطي اقدام به برداشت بي رويه آب از درياچه و احداث ايستگاههاي بيشمار پمپاژ آب در دشتهاي اطراف و همچنين اجراي عمليات هاي مكانيكي همانند بند انحرافي قزلچه سو، كه بر خلاف هدف آنها كه تامين آب مزارع در فصل تابستان بود خود همين رودخانه در تابستان خشك ميباشد و در بهار كه مزارع هيچ نيازي به آب ندارند قزلچه سو، در حالت طغياني هزاران تن رسوب را وارد درياچه مي كند و اين انباشت بيش از حد رسوب خطري براي كاهش دبي چشمه هاي كف درياچه، كه تامين كننده آب درياچه اند شده، و نيز سد جلوي درياچه كه سبب افزايش بيش از حد نيزارها در حاشيه آن شده است.

شايد از ديدگاه اين اشخاص زريوار، فقط تانكر بزرگ آبي است كه از آن جهت اجراي پروژه هاي خود استفاده مي كنند. و براي آنها اكوسيستم بكر، طبيعت زيبا، جذب اكوتوريسم و تلطيف روحيات مردم هيچ اهميتي ندارد. و حال ما جوانان مريواني در درجه اول از تمامي هموطنان عزيز ايراني و بعد از تمامي دوست داران طبيعت و محيط زيست در جهان ميخواهيم كه براي نجات اين درياچه كوچك و تمام جانداران و پرندگاني كه در سواحل زيباي آن زندگي مي كنند به هر نحو ممكن به ياري ما بشتابيد تا براي حراست از تالاب كوچك كه يكي از زيباترين مناطق كشورمان مي باشد كاري بكنيم.

ئیسماعیل مه‌نووچێهری
29 Oct 2006